۸
دی
۰

توی این سرمای زمستون می خوام بازهم باهم توی خیابون های سرد امشب شیراز قدم بزنیم .. تو سردت باشه .. دستت توی دست من باشه .. اولین کافه، بوی ذرت مکزیکی زانوهامون رو شل کنه .. به هم نگاه کنیم، من پیشنهاد بدم که بیا یه چیزگرم بخوریم یکم گرم بشیم و تو قبول کنی .. ای کاش بودی …..

توی چشمات زل بزنم .. توی گوشت یه چیزی بگم .. گوشه لبت رو گاز بگیری و زیرلب بخندی .. توی دلم قربون و صدقت برم و تو از چشمام بخونی .. با چشمات جوابم رو بدی .. نگام کنی و منم با یک غرور مردانه نگاهت رو جواب بدم ..ای کاش بودی ….

۲۵
تیر
۰

همه کسانی که به نحوی در بازار کامپیوتر (نرم افزار یا سخت افزار) فعالیت می کنند با پارادکس تحصیلات آکادمیک یا ورود به بازار مواجه هستند. شایع ترین تفکر در این بین چنین است که تحصیلات بیشتر منجر به موفقیت بیشتر در بازار خواهد شد. برخی دیگر هم نظری معکوس دارند و معتقدند که بازار تجاری رایانه هیچ ارتباط مستقیم یا محکمی با مطالب درسی دانشگاه ندارد. در حقیقت هردو تفکر هم درست و هم غلط هستند. می خواهید بدانید چرا ؟ شما هم در این بین درگیر این پارادکس شده اید ؟

در واقع رشته کامپیوتر امروز، بسیار شبیه به رشته پزشکی است. مرحله اول در رشته پزشکی، خواندن و یادگیری مطالبی است که منجر به تبدیل شما به پزشک عمومی می شود. پزشک عمومی در واقع پزشکی است که اطلاعات با عمق کم اما در اکثر حیطه ها و موضوعات دارد بنابراین می توانید تشخیص های ساده و اولیه و درمان های ابتدایی را انجام دهد. مرحله بعد که به آن تخصص می گویند، عبارتست از متخصص شدن همان پزشک عمومی در یک حوزه خاص از پزشکی. مثلا تخصص در مغز و اعصاب یا تخصص داخلی. پزشک متخصص از پزشک عمومی بیشتر می داند اما فقط در حوزه تخصص خودش! و به طور قطع در سایر حوزه های پزشکی اطلاعات کافی ندارد. مرحله سوم که با نام فوق تخصص شناخته می شود عبارتست از مطالعه و یادگیری همان پزشک متخصص در یک بخش خاص از حوزه تخصصی خودش. مثلا فوق تخصص کبد ( برای یک متخصص داخلی ).

بنابراین هرچه سطوح یادگیری آکادمیک و دانشگاهی بالاتر رود منجر به افزایش وسعت اطلاعاتی فرد نمی شود بلکه فقط او را در یک شاخه خاص و حتی در یک بخشی از یک شاخه خاص متخصص می کند. رشته کامپیوتر نیز (سخت افزار یا نرم افزار) از همین قاعده پیروی می کند. در مقطع لیسانس شما یک کارشناس یا پزشک عمومی کامپیوتر خواهید شد. کسی که از اکثر حوزه های کامپیوتر اطلاعاتی هرچند کم و اندک، دارد. زمانی که وارد مقطع فوق لیسانس شوید، دیگر پزشک عمومی نخواهید بود، بلکه باید یک حوزه تخصصی را انتخاب کنید و در آن متخصص شوید. (مثلا تخصص در شاخه برنامه نویسی هوش مصنوعی برای دانشجویان نرم افزار، یا تخصص در معماری CPU برای دانشجویان سخت افزار). در مقطع دکتری، شما مبدل به یک پزشک فوق تخصص در بخشی از حوزه خود خواهید شد. (مثلا فوق تخصص از شبکه های عصبی در شاخه هوش مصنوعی برای دانشجویان نرم افزار، یا فوق تخصص در طراحی چندهسته ای در شاخه معماری CPU برای دانشجویان سخت افزار)

این توضیح خود به تنهایی روشنگر چیزهایی است که در جامعه می بینید. مثلا طبیعی است که یک دکتری کامپیوتر ببینید که برنامه نویسی فوق العاده ضعیفی داشته باشد! طبیعی است چون آن شخص در یک بخش خاص از یک شاخه خاص از کامپیوتر دکتری دارد، نه در کل علم کامپیوتر!! و یا فردی را ببینید که طراح الگوریتم های بسیار پیچیده و پیشرفته ای است اما اصلا اطلاعات خوبی در زمینه سخت افزارهای کامپیوتر ندارد، طبیعی است چون آن شخص هم در یک بخش خاص از یک شاخه خاص از کامپیوتر متخصص است، نه در کل علم کامپیوتر!! (رشته پزشکی را که هنوز به یاد دارید؟ )

این توضیح جوابگوی بخشی از سئوالات خواهد بود. در حقیقت هنوز سئوال اساسی باقی مانده است. بازار کار یا ادامه تحصیل در دانشگاه ؟ مسئله این است

باید اعتراف کنم که تا قبل از اینکه من وارد تحصیل در مقطع کارشناسی ارشد شوم، جوابی برای سئوال فوق نداشتم .. اما اکنون با اطمینان می توانم جواب ساده این سئوال را بدهم. افراد مشغول در آنها تولید کننده علم هستند و افراد مشغول در بازار کار مصرف کننده آن علم. بسیار ساده است. کسانی که در دانشگاه ها درس می خوانند ( علی الخصوص در مقاطع بالاتر از کارشناسی ) برای این تربیت می شوند که محقق و پژوهشگر شوند. یعنی تولید علم کنند. یعنی تئوری بدهند، نظریه بسازند و علم را یک گام به جلو ببرند. کسانی که در بازار کار مشغول هستند، مصرف کننده این علوم هستند. از علومی که دانشمندان قبلا تولید کرده اند و به مرحله بلوغ و تکامل رسانده اند، استفاده می کنند و محصول تجاری می سازند. از فروش آن محصول ارتزاق می کنند. برای مشخص شدن این موضوع چند مثال در زیر می آروم :

  • همه شما واژه PageRank مورد استفاده در گوگل را شنیده اید. در حقیقت ایده این PageRank ابتدا در سال ۱۹۹۸ در این مقاله در دانشگاهها ساخته و پرداخته شد. سپس شرکت گوگل از آن برای دسته بندی جستجوهایش استفاده کرد. ( به نام نویسندگان مقاله توجه کنید )
  • تکنولوژی آژاکس که این روزها خیلی داغ شده است، ابتدا در این مقاله در دانشگاه ها معرفی شد و پس از اینکه به بلوغ رسید کم کم در بازار نرم افزار جای خود را باز کرد.
  • بسیاری از الگوریتم های پردازش تصویر که امروزه در محصولات تجاری به راحتی بکار می روند (مانند الگورتیم تشخیص چهره یا لبخند بکاررفته در دوربین های عکاسی امروزی) سالهای سال در دانشگاه ها مورد تحقیق و پژوهش بوده اند تا امروز به حدی از کمال رسیده اند که بازارکار می تواند از آن بهره ببرد.
  • ایده های مثل پردازنده های چندهسته ای، زبان های برنامه نویسی مستقل از پلتفرم ( مانند NET. , JVM ) و بسیاری از تکنولوژی هایی که امروزه در بازار تجاری در ساخت محصولات استفاده می شوند، در ابتدا توسط محققین و پژوهشگرها درون پژوهشکده های دانشگاهی یا خصوصی معرفی شدند، سپس به بلوغ رسیدند و برای استفاده در اختیار بازارکار قرار گرفته اند.

نکته: مسلما در جایی به جز اینجا! زمانی که می خواهند از یک تکنولوژی یا ایده در محصولات تجاری خود استفاده کنند، حق و حقوق مادی و معنوی نویسنده مقاله که آن ایده را مطرح کرده است به خوبی رعایت می شود.

اکنون با توضیحات فوق فکر کنم به راحتی بتوانید تصمیم بگیرید. اگر می خواهید تولیدکننده علم و تکنولوژی شوید، تحصیلات دانشگاهی خود را ادامه دهید و اگر می خواهید مصرف کننده علم وارد بازار شوید. میزان درآمد در دو حالت یکسان است. در حالت اول شما از حقوق بالای دانشگاهی، موقعیت عالی اجتماعی و سطح رفاهی خوبی که توسط دانشگاه یا پژوهشکده برای شما فراهم می شود، برخوردار خواهید بود. در حالت دوم هم، اگر محصول شما فروش مناسبی داشته باشد به راحتی به درآمد بالا، موقعیت خوب و سطح رفاهی خوبی نایل خواهید شد. فقط اینکه مثال رشته پزشکی! را فراموش نکنید. در حالت اول، شما یک پژوهشگر در یک موی باریک از یک شاخه خاص از رشته کامپیوتر خواهید شد و علم این قسمت را پیشرفت می دهید. ;)

سربلند و موفق باشید.

۲۸
خرداد
۰

همیشه خرید نرم افزار برای عموم مردم، امری سخت بوده است. چراکه نرم افزارهای زیادی با قیمت های مختلف و امکانات مختلف وجود دارند و هریک مدعی هستند که نرم افزار آنها از همه بهتر است. در این نوشته سعی می کنم که از دید یک فرد غیرکامپیوتری، فاکتورهایی را عرضه کنم تا بتوانیم تشخیص دهیم کدام نرم افزار بهتر از دیگری است و اینکه کدام نرم افزار ارزش هزینه ای که برای آن می شود را دارد.

اولین نکته این است که همواره قبل از خرید نرم افزار، از شرکت تولید کننده نرم افزار، نسخه دمو بخواهید. نسخه دمو، یک کپی از آن نرم افزار است که فقط برای بررسی نرم افزار و تست چگونگی آن بکار می رود. از نسخه تست نمی توانید برای داده ها و کاربرد واقعی استفاده کنید (معمولا شرکت تولید کننده برخی از امکانات اصلی آن را قفل می کند) اما از نسخه دمو می توانید استفاده کنید و آن نرم افزار را با دیگر نرم افزار های مشابه دیگر بررسی کنید تا تصمیم بهتر و انتخاب درستی داشته باشید.

فاکتورهای زیر در تعیین قیمت و هزینه یک نرم افزار تاثیر گذار هستند:

  1. پویایی بیشتر، قیمت بالاتر؛ پویایی (داینامیک بودن) مربوط به قسمت ها و بخش هایی از نرم افزار است که قابل تعریف یا تغییر توسط خود کاربر است و نیازی به تغییر کد توسط برنامه نویس ندارد. مثلا در یک نرم افزار مدیریت مدرسه، اگر بتوان فرمول یا ضرائب محاسبه نمره را در نرم افزار وارد کرد، این قسمت پویا محسوب می شود ولی اگر فرمول محاسبه توسط برنامه نویس درون کد نرم افزار نوشته شده باشد، خب مسلما قابل تغییر نیست و هربار تغییر مستلزم مراجعه شما به شخص برنامه نویس و به طبع پرداخت هزینه تغییر خواهد بود. در برخی نرم افزارهای دیگر، این پویایی خود را به صورت امکان تغییر چیدمان آیتم های گزارش یا فرمها بروز می دهد. بنابراین پویایی قسمت های از نرم افزار است که خود شما بتوانید هر زمان که لازم شد، آن بخش را بر حسب نیاز یا سلیقه خود تغییر دهید و نیازی به مراجعه به برنامه نویس نباشد. برنامه نویسی بخش های پویا (داینامیک) مشکل و در برخی حالات بسیار مشکل خواهد بود، بنابراین حق بدهید که برنامه ای که سطح بالاتری از پویایی را در اختیار شما قرار می دهد، هزینه و قیمت بالاتری را نیز طلب کند.
  2. سادگی بیشتر، قیمت بالاتر ؛ سادگی به نحوه تعامل کاربر با نرم افزار گفته می شود. به بیان ساده، برای انجام یک کار خاص، ممکن است شما نیاز داشته باشید که هر بخش از کار را در یک فرم انجام دهید و برای انجام یک کار از بخش های مختلف یک برنامه و تعداد کلیک های بیشتری استفاده کنید. در سمت مقابل، ممکن است نرم افزار دیگری باشد که همه آن کارها را فقط با کلیک بر یک دکمه به صورت خودکار انجام دهد. در مثالی دیگر، نرم افزاری که همه اطلاعات مورد نیاز شما در قالب یک فرم زیبا و منظم به شما ارائه می دهد مسلما بهتر از نرم افزاری است که هر تکه از اطلاعات را در یک قسمت نمایش دهد. بنابراین به طور کلی هر چه که کاربر در هنگام کار با نرم افزار، راحتتر باشد، قیمت آن نرم افزار نیز بالاتر خواهد بود.  ممکن است تصور کنید که راحتی و سادگی فرآیند کار با نرم افزار چندان مهم و ضروری نیست، اما تجربه نشان داده که هر چه نرم افزار قدرت تعامل و سادگی بالاتری داشته باشد، میزان خطاهای ناشی از کاربر نیز کمتر خواهد شد و به همان نسبت در زمان و هزینه شما ناشی از خطاهای دستی اپراتور و کاربر صرفه جویی خواهد شد.
  3. رابط کاربری زیباتر، قیمت بالاتر ؛ خوب است بدانید که در ساده ترین و عمومی ترین تقسیم بندی، یک نرم افزار دو بخش دارد، بخش اول، چیزی است که شما به عنوان کاربر با آن سروکار دارید و بخش دوم، کدهایی است که در پشت پرده اجرا می شوند تا کارهای شما را انجام دهند. نرم افزار مانند یک اتوموبیل است، شما در قسمت کابین خودرو می نشینید و دستورات خود را از طریق یک رابط کاربری که همان فرمان، گاز، دنده و ترمز باشد به ماشین می دهید. در پشت این رابط کاربری، یک موتور، یک سیستم ترمز، و چندین سیستم دیگر قرار دارند که دستورهای شما را اجرا می کنند. بخش پشتی نرم افزار نیز دقیقا مانند همان موتور خودرو است که از دید شما مخفی است اما در واقع همان اوست که کارهای شما را انجام می دهد. در مقابل یک رابط کاربری وجود دارد که شما به عنوان کاربر و اپراتور با آن سروکار دارید. هر چه این رابط کاربری زیباتر و قابلیت کارایی بیشتر و بهتری داشته باشد، طبیعی است که هزینه بالاتری خواهد داشت. تصور کنید که رابط کاربری پیکان با مرسدس بنز چقدر تفاوت دارید و رانندگی در پشت کدامیک راحتتر، مطمئن تر و لذت بخشتر است. بنابراین حق بدهید که هر چه برنامه نویس، برای رابط کاربری بهتر و زیباتری زحمت کشیده باشد، حق الزحمه بیشتری را نیز طلب کند.
  4. کارایی و سرعت بالاتر، قیمت بالاتر ؛ کم کم سیستم های نرم افزار، به عنوان دست راست شما قرار گرفته اند و در حقیقت جایگزین مباشرهای پیشین شده اند. از طرف دیگر، حجم اطلاعاتی که درون یک نرم افزار ریخته و نگهداری می شود بسیار زیاد شده است. این حجم زیاد اطلاعات، شما را قادر به تصمیم گیری های مدیریتی بسیار مناسبی می کند. مثلا می توانید میزان فروش را در ده سال گذشته با هم مقایسه کنید و یا اطلاعات فروش تک تک جنس های خود را در پانزده سال گذشته با اطلاعات پرفروشترین اجناس خود در چند ماه اخیر مقایسه کنید. از دید برنامه نویسی، موتور پشت رابط کاربری برای فراهم آوردن چنین گزارش هایی باید کارهای بسیاری را انجام دهد. بنابراین طبیعی است که نرم افزاری که این گزارش ها را سریعتر تولید کند، برنامه نویس آن زحمت بیشتری متقبل شده است و استحقاق قیمت بالاتری را دارد. شاید تصور کنید که خب برای دریافت گزارش ها کمی صبر می کنیم و نیازی به نرم افزار بهتر و گرانتری نداریم. باید این نکته را عرض کنم که نرم افزاری که مثلا در محدوده ۱۰۰۰ رکورد، برای ایجاد یک گزارش ۱۰ الی ۱۵ دقیقه زمان بگیرد، چند سال دیگر که تعداد رکوردهای شما سر به فلک کشید، برای تهیه همان گزارش چندروز زمان خواهد گرفت!! از آنجایی که در آن روز هزینه تعویض یک نرم افزار با آن حجم اطلاعات درون آن بسیار زیاد است، عاقلانه تر آن است که از روز اول به فکر چنین نکاتی باشیم تا در آینده گرفتار هزینه تعویض نرم افزار به یک نرم افزار بهتر نشویم.

چند فاکتور گفته شده در بالا، نکاتی هستند که یک فرد غیربرنامه نویس می تواند بر اساس آن از دید خود تصمیم بگیرد که کدام نرم افزار، نرم افزار بهتری است و ارزش هزینه بالای آن را دارد.

۷
خرداد
۳

تقریبا در همه جای دنیا مرسوم است. وقتی گروهی از آدم ها می خواهند کاری را هماهنگ با هم و در یک لحظه شروع کنند از این تکنیک استفاده می کنند و به طور هماهنگ همه در لحظه “سه” کار مورد نظر را شروع می کنند. یک .. دو .. سه

اما اینکه چرا از این روش برای هماهنگی استفاده می شود ؟!؟

مغز انسان دارای یک ماژول الگوشناسی (Pattern Matching) است که همیشه و در همه حال (خواب و بیداری) در حال فعالیت هست. این ماژول همیشه دنبال شباهت، نظم، ریتم مشخص یا هر الگوی ثبت شده با داده هایی است که از حواس پنجگانه (یا ششگانه !!) دریافت می کند. دقت این ماژول که از میلیون ها سلول بنام نورون تشکیل شده، بسیار بالاست.

برای شروع هماهنگ کار، از خاصیت این ماژول در دو مرحله استفاده میشود:  مرحله اول، آموزش شبکه و هماهنگ کردن اون با ریتم مشخص شده است به این صورت که فاصله زمانی میان کلمه “یک” و “دو” مشخص کننده بازه زمانی و ریتم این کار است و مغز بر اساس این مرحله، زمانی را که انتظار دارد کلمه “سه” را بشنود، پیش بینی می کند.

در مرحله دوم، پس از گذشتن فاصله مشخص شده در مرحله قبل، مغز انتظار دارد کلمه “سه” را بشنود، بنابراین به محض شنیدن کوچکترین حرفی، آن را “سه” تلقی نموده و شروع به حرکت و انجام کار می کند.

از آنجا که دقت سنجش و پیش بینی این بخش از مغز بسیار بالاست، همه انسان ها با هر ضریب هوشی، تقریبا در زمان یکسانی شروع به کار می کنند.

پ.ن : اگر این مطلب به نظرتان خیلی ساده و بدیهی رسید، حق دارید .. از سربیکاری نشستم، به چیزی فکر کردم و نوشتم !

۳۱
اردیبهشت
۱

We all know that Components in programming is a very useful thing, we all being suggested to use components , and also make common part of program as components, controls to have more control , more usability and more integrated programming.

First of all components being created for perform one task in one conditions. After that we go beyond and use it and project got bigger, we will find out that our component needs more features, should be more flexible. So we develop it and add more feature. Next day we found that some problems occurred, for solving it, we should refactor some part of code behind. So we start refactoring it and during this refactor, we add more feature to be more flexible.

Day by day, use by use, our control getting more complex, first day we want to have a component to ease the way, but today we have a big component that working with it needs a help PDF or a large training lessons.

There is a direct relationship between features and complexity. More features we want, more complexity we get from component.

One example could be an ORM, first they ORM’s comes for ease the work of doing things with database, after some years, and due to world needs, now we have ORM’s that is very big , very flexible, very complete , but in other hand , have performance problems , learning curve needs couple of weeks and in some cases (maybe in small cases) working without ORM’s is faster and easier.

So as a developer, I can see a false cycle in growing things as a component in aim of ease the things. I should mention that I am not saying that component programming is useless or bad, what I am saying is that as we grow our components we should stop 1second and look back to see what was our goal of this component.

What do you think about this kind of situations?

۳۰
اردیبهشت
۴

As you know Db4oFactory is a starting class for start the db4o engine. Another class is EventRegistryFactory , if you use it, it gives you a nice IEventRegistry object that is very useful in these situations.

var Container = Db4oFactory.OpenFile(path);

IEventRegistry eventRegistry = EventRegistryFactory.ForObjectContainer(Container);

 

After that you can be amazed by what useful events eventRegistry object represents.

Now you can use the Creating event for ID Generation. This event fires before the object saved to Database for first Time. You can run a query and get the last maximum Id field and then increament it and assing it to args.Object.Id field.

You can use your own Algorithm for ID Generation.

Or even you can use these event for validating , controling back relations, Transaction and Activation controls.

۲۲
اردیبهشت
۰

دستگاه‌های کوچکی که رمزهای یک بار مصرف تولید می‌کنند کاربردهایی دارند که در شرایط اجتماعیِ ویژه و بلوغ یک محصول مالی، مناسب است که بکار برده شوند. این دستگاه‌ها بطور معمول هر ۳۰ یا ۶۰ ثانیه یک شماره ۶ یا ۸ رقمی با منطق و فرمولی محرمانه و مختص دارنده آن تولید می‌کنند. این شماره بطور معمول وابسته به زمان بوده و احتمال دارد که در زمانی دیگر هم توسط همان دستگاه تولید شود اما فقط در همان زمان معتبر است. حالت‌های‌گوناگونی برای وارد کردن شماره یا محاوره با دارنده دستگاه وجود دارد که فرض می‌کنیم خواننده محترم با آن آشنا می‌باشد.

از نظر کلی دو نوع رمز یک بار مصرف داریم:
۱- سخت افزاری
۲- نرم افزاری.

در نوع سخت افزاری باید یک دستگاه کوچک به ابعاد ۵ در ۱۰ در ۵۰ میلی‌متر یا یک کارت هوشمند با یک صفحه نمایش مناسب به دارنده آن که می‌تواند مشتری اینترنتی یا تلفن بانک یا موبایل بانک یک موسسه مالی یا بانک باشد داده شود. این دستگاه از نظر زمانی و فرمولی با یک دستگاه سخت افزاری دیگر که در مرکز نصب می‌شود مرتبط است و باید رمزهای تولید شده با آن تطبیق داده شود.

در نوع نرم افزاری باید برنامه‌ای در رایانه یا موبایل یا وسیله دیگری که مانند آنها بتواند پرازش اطلاعات کند نصب شده و طبق فرمول معین و زمان معین و متغیرهای دیگری که معمولا محرمانه هستند، شماره‌ای یکتا تولید کند. این شماره نیز برای زمان‌های کوتاه کاربرد دارد و در زمان دیگر مفید نیست. روش‌ها و حالات دیگری نیز داریم که برای اختصار ذکر نمی‌شود.

از بین تمام راه حل‌های موجود به نظر می‌رسد که راه حل موبایل از همه راحت‌تر و ارزان‌تر برای ایران باشد. شرط لازم آن، خوب بودن نرم افزار تولید شده و عدم کشف رمز آن در مدت کوتاه است.

بعضی از مزایای رمز یکبار مصرف در موبایل را می‌توان چنین برشمرد:

۱- نیاز نداشتن به دستگاه کوچکی که به مشتری تحویل شود. این دستگاه هزینه‌بر است و فعلا کمتر از ۵ دلار نبوده و معمولا برای ما ایرانی‌ها بیشتر تمام می‌شود. چون برنامه روی موبایل مشتری نصب می‌شود، این قسمت مجانی تمام می‌شود. اگر قیمت هر دستگاه را ۱۰ هزار تومان و تعداد مشتری را ۱۰ هزار نفر فرض نماییم، فقط قیمت کل دستگاه‌هایی که به مشتری تحویل می‌شود، ۱۰۰ میلیون تومان می‌گردد. و اگر یک میلیون مشتری داشته باشیم، ۱۰ میلیارد تومان می‌گردد. هزینه‌های مرکزی و توزیع و صدور مجدد و گم شدن و اداری و غیره را اگر اضافه نماییم، هزینه‌ای کاملا قابل توجه را تشکیل می‌دهد.

۲- وسیله‌ای اضافی همراه مشتری نکرده‌ایم که گم نماید یا مزاحم او باشد. دور از ذهن نیست فرض نماییم که مشتریان بانکی معمولا دارای موبایل می‌باشند. میزان گم شدن، خراب شدن و صدور دوباره این محصول حدود ۵ درصد است.

۳- هزینه ارسال و حمل و نقل ندارد. معمولا توسط اینترنت یا ایی- میل می‌توان برای مشتری ارسال کرد که تقریبا بدون هزینه است.

۴- قابل تغییر و تعویض است. می‌توان هر ماه یا ۳ ماه یکبار آنرا تعویض کرد. اما محصول سخت افزاری را نمی‌توان بدون هزینه و صرف وقت تعویض کرد یا فرمول آنرا تغییر داد.

۵- احتیاج به باطری ندارد. بنابراین ابدی است و تعویض‌های مکرر آن نیز مشکلی ندارد.

۶- قابل تکثیر است و می‌توان برای چند نفر از افراد خانواده از آن استفاده کرد. این حالت در دستگاه یا کارت هوشمند وجود ندارد.

۷- مخصوص و ساخته شده توسط ایرانی است و درگاه مخفی برای سازنده وجود ندارد. از نظر دیگر وابستگی به خارج از ایران هم نداریم.

مزیت‌های دیگری هم دارا می‌باشد که برخاسته از نرم افزاری بودن محصول است و در آینده نیز قابل گسترش می باشد.

بعضی از مشکلات رمز یکبار مصرف در موبایل را می‌توان چنین برشمرد:

۱- امکان حک شدن آن بالاتر از دستگاه است. اما اگر حک شود می‌توان دیگر را جایگزین کرد. برنامه باید حرفه‌ای نوشته شود تا حک نشود.

۲- موبایل‌های قدیمی مشکل دارند و نمی توانند برنامه جاوا اجرا کنند یا سیستم عامل لینوکس ندارند. این مشکل نیز در حال رفع شدن است و اکثر موبایل‌های بازار ایران به روز شده‌اند.

منبع

۱۰
اسفند
۳

لحظه تحویل سال ۱۳۸۸ هجری شمسی

ساعت ۱۵ و ۱۳ دقیقه و ۳۹ ثانیه روز جمعه ۳۰ اسفند ۱۳۸۷ هجری شمسی مطابق با ۲۲ ربیع الاول ۱۴۳۰ هجری قمری- ۲۰ مارس ۲۰۰۹ میلادی

خوب تا اینجاش شاید عادی باشه ، اما یک مساله جالب توش هست البته اگر اشتباه نکرده باشم و آن هم اینه که کلی عدد ۳ در این روز و لحظه سال تحویل هست . یکمی که بیشتر دقت کنیم اینجوری می شه:

ساعت ۳ و ۱۳ روز ۳۰ اسفند ۱۳۸۷ هجری شمسی

۲۲ ربیع الاول ( ماه سوم هجری قمری ) سال ۱۴۳۰ هجری قمری

۲۰ مارس ( ماه سوم میلادی ) سال ۲۰۰۹ میلادی

هفتا عدد ۳ توی تحویل سال امسال هست . شاید این یجور هفت سین باشه !

امسال هم که سال گاو ، گاو هم که ۳ حرفیه !!!

نظر شما چیه ؟

۱۰
آذر
۰


بالاخره تمام شد.

چهاردهمین نمایشگاه بین المللی الکترونیک، کامپیوتر و تجارت الکترونیک

جاتون خالی! سالن ۴۰ غرفه ۴۹

همه جور آدم دیدم !! آدم هایی که همین جوری سرشون رو میندازن میان تا ته غرفه ! آدم هایی که نمی دونن چی می خوان بپرسن ! آدم هایی که نمی دونن چه جوری  چیزی رو که می خوان بپرسن !! آدم هایی که از دیدن تو تعجب می کنند! آدم هایی که از دیدنشون تعجب می کنی! آدم هایی که خیلی سرشناسن! آدم هایی که خیلی سرنشناسن!

روز آخر (امروز) دیگه شده بودم مثل یه نوار! یه عبارت رو مثل طوطی واسه آدمها تکرار می کردم. اووووووووووفففففف

آیییی کف پام !!! از پادرد دارم می میرم.

۲۹
آبان
۰

محققان می‌‏گویند: می‌‏توان از شبکه‌‏های گاز خانگی برای ارسال سیگنال‌‏های فراپهن باند استفاده کرد.
تصور این که کاربران اینترنت برای اتصال به شبکه از لوله‌‏های گاز منزل خود استفاده کنند تا حد زیادی عجیب و شاید خنده‌‏دار به نظر می‌‏رسد.
اما محققان یک شرکت در سانتیاگوی آمریکا به اسم نترکام سرگرم طراحی روشی برای استفاده از سیگنال‌‏های بی‌‏سیم فراپهن باند جهت انتقال داده‌‏ها از طریق لوله‌‏های گاز طبیعی با سرعت پهن باند هستند.
محققان شرکت نترکام ادعا می‌‏کنند: فناوری جدید این شرکت امکان دسترسی به اینترنت با سرعت ۱۰۰ مگابیت بر ثانیه در خانه‌‏های کاربران را فراهم می‌‏کند، چنین سرعتی امکان دریافت فایل‌‏های صوتی و ویدیویی در زمان خیلی کوتاه را فراهم می‌‏کند.
البته کارشناسان می‌‏گویند: هنوز چنین فناوری‌‏ صرفا یک ادعا بوده و عملا به کار گرفته نشده است.
اما نحوه عمل فناوری پهن باند از طریق لوله‌‏های گاز چگونه است؟ شرکت نترکام از انتقال دهنده‌‏ها و گیرنده‌‏های رادیویی فراپهن باند برای ارسال سیگنال‌‏های بی‌‏سیم از طریق لوله‌‏ها در هنگام جریان گاز استفاده می‌‏کند.
فرا پهن باند یا UWB یک فناوری ارتباطی در حال توسعه است که داده‌‏های شبکه‌‏ای را با سرعت خیلی بالایی ارسال می‌‏کند، اما در سطوح توان بالاتر ممکن است با سیگنال‌‏های بی‌‏سیم تداخل کند.
اما این مشکل هنگامی که سیگنال‌‏های فراپهن باند از طریق لوله‌‏های گاز دفن شده ارسال می‌‏شود پیش نمی‌آید، در نتیجه می‌‏توان بدون آن که تداخلی ایجاد شود حجم بالایی از داده را از طریق لوله‌‏های گاز منتقل کرد.
در حالی که بسیاری ایده محققان شرکت نترکام را خنده‌‏دار می‌‏دانند این محققان همچنان مصمم هستند که در آینده نه چندان دور طرح خود را عملی کنند.
در صورتی که این فناوری عملی شود و اینترنت پرسرعت از طریق لوله‌‏های گاز به خانه‌‏های کاربران بیاید، می‌‏توان منتظر تحولات اساسی در بازار دسترسی به پهن باند بود.